...در ادامه مطلب قبل
من میگویم: «وقتی به درماندگیهایی که در دوری از او گریبانگیر ما شده مینگریم، دلمان میسوزد از اینکه که چرا ما انسانها باید درست در نزدیکی یک چشمه حیاتبخش از تشنگی جان بدهیم، از بین برویم و در نتیجه به رشد مطلوبی که شایسته ماست نرسیم؟»
اما دل من تنها برای از دست رفتن خودمان نمیسوزد، بلکه دلم بیشتر برای آن چشمه حیات میسوزد که کسی به او رغبت نشان نمیدهد. دلم برای آن چاه پرآب میسوزد که معطّل و بینشان و غریب و دورافتـاده مانـده است. دلم برای آن مرد دانـا میسوزد که ما نیازمندان دانش، او را به راستی طلب نمیکنیم. («ما» که میگویم، منظورم همه «ماست» یعنی تمام مـردم دنیـا.) بشر آنقدر خودش را از او جدا ساخته که بسیاری از ما آدمها حتـی نمیدانیـم کـه او وجـود دارد و در کنـار ماست.
من دلم نه تنها بر خودمان بلکه بر او میسوزد و از تنهایی و غربت شدیدش که علیرغم دانایی و برکات وجود اوست، غصّه میخورم.
و پیامبر هم به ما گفته بود به آن دانایی که در میان نادانان قرار گرفته و قدر او دانسته نمیشود رحم کنید، یعنی دلهایتان برای غربتش بسوزد.
...در ادامه مطلب قبل
من میگویم: «او همان چشمه حیات، مهدی امت، دانای دانایان، امام زمان ماست، که فرزند گرامی امام عسکری علیه السلام است.»
میگویم: «با اینکه او دانای اسرار پنهان، و آگاه از تمـام رازهای صعـود به ملکـوت آسمان و توانا به درمان تمـام دردهای بشر اسـت و با اینکه انسانهـا به شکـل گستردهای به دانش او نیاز دارنـد، بـه او پشت کـرده و از او غافـل ماندهانـد.»
میگویم: «سالهاست که مردم، این چشمه حیات را در ظلمات دنیای آشفته و پر ستمشان گم کردهاند، از نعمت وجودش بیبهره ماندهاند و در این سالیان دراز او تنهایی و غربت را تجربه میکند.»
میگویم: «او همان کسی است که خداوند درباره او فرمود که کمال موسی دارد و نورانیت عیسی و در عین حال صبر ایوب.»(1)
میگویم: «او همان مهدی قائم است که پیامبر خدا در خطبه آیندهساز غدیر درباره او فرمود که او تمام دانشها را به ارث میبرد و به همه علوم احاطه دارد.»
میگویم: «او همان بزرگمردی است که نیای او امیرمؤمنان دربارهاش فرمود که آغوش پناهش بیش از هر پناهگاهی به روی پناهجویان گشاده است و دانشش بیش از دانش همه شماست و دلسوزیاش از همه شما فراگیرتر است.»(2)
و میگویم: «او همان کسی است که امام کاظم علیهالسلام غربتش را پیش از ولادتش پیشگویی کرده و دربارهاش فرموده: او همان طردشده تنها و غریب است که از نزدیکانش غایب میشود.»(3)
من میگویم: «وقتی به درماندگیهایی که در دوری از او گریبانگیر ما شده مینگریم، دلمان میسوزد از اینکه که چرا ما انسانها باید درست در نزدیکی یک چشمه حیاتبخش از تشنگی جان بدهیم، از بین برویم و در نتیجه به رشد مطلوبی که شایسته ماست نرسیم؟»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع : کتاب بیایید او را یاری کنیم
۱-حدیث مشهور لوح
۲-اثبات الهداه ج7 ص75 به نقل از آفتاب در نگاه خورشید
۳-کمال الدین/ج2/ صفحه 361/ باب 34/حدیث 4
داروی جهل خواهی؟ بطْلب ز پادشاهی
کاقلیـم معرفـت را، امروزه اوسـت دارا
آن مرد دانا، که قدرش را نمیدانیم.
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «به سه کس رحم کنید. اول، به شخصی که قبلاً عزیز بوده و اینک خوار گشته است. دوم، به کسی که ثروتمند بوده و اکنون دچار فقر و تنگدستی شده. سوم، به عالمی که در میان مردمی نادان قرار گرفته، و قدرش دانسته نمیشود.»
اگر از شما بپرسند آیا دانشمندی را میشناسید که در میان مردم باشد، ولی آنها چنان که باید و شاید قدر او را ندانند، چه کسی را معرفی میکنید؟ آیا شخصاً فرد دانایی را میشناسید که در اثر عدم توجه مردم به او گوشهگیر شده باشد؟ آیا تا کنون از غربت و مظلومیت عالِمی مطلع شدهاید و دل و جانتان بر غربت او آتش گرفته و سوخته است؟
اگر از من درباره چنین شخصی بپرسید میگویم: «داناتر از همه داناها، عالمتر از همه علما و آگاهتر از همه آگاهان، امروز همان کسی است که خدا او را از سرچشمه علوم آسمانی خویش سیراب کرده و او را در میان بندگان خویش به عنوان نماینده خود قرار داده است.»
من میگویم: «او همان چشمه حیات، مهدی امت، دانای دانایان، امام زمان ماست، که فرزند گرامی امام عسکری علیه السلام است.»
ادامه دارد...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع : کتاب بیایید او را یاری کنیم
آخ! دســـت پسرم دید خراش
وای! پای پسرم خورد به سنگ
گرفتاریهای امام عصر علیهالسلام
خیلیها تصور درستی از گرفتاریها و غصههای امام زمان علیهالسلام ندارند. آنها با خودشان میگویند امام زمان که گرفتاری ندارد تا برای رفع مشکلات او دعا کنیم. آنها میگویند ایشان که نیازی به مردم ندارد تا بیتوجهی مردم به او مایه غربتش شود. آنها میگویند امام زمان آداب درست زندگی کردن و درست غذا خوردن و درست خوابیدن را هم میداند، پس مریض هم نمیشود. البته این تصورات، ناقص و نادرست است.
امام زمان علیهالسلام گرفتاریهای فراوانی دارند که ایشان را گاه تا مرز اضطرار به پیش میبرد. اضطرار به معنای چاره نداشتن است و مضطر به کسی میگویند که چارهای برای او باقی نمانده است. یکی از القاب امام عصر نیز که در کلام خدا ذکر گردیده است، لقب «المضطرّ» است. در روایتی میخوانیم زمانی غصه و گرفتاری آن حضرت به حدی میرسد که ایشان به حال اضطرار میافتد. ایشان در آن حال به مسجدالحرام میرود و پشت مقام ابراهیم (سنگ مقدسی در مسجدالحرام) به نماز میایستد و این آیه را میخواند «امّن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء الارض»(1) یعنی: «غیر از خدا کیست که چون بیچارهای او را بخواند پاسخ بدهد و گرفتاریاش را برطرف سازد و شما را حاکمان زمین گرداند؟»
در آن لحظه خداوند به اضطرار امام عصر علیه السلام رحم میآورد و با صدور اذن قیام، یاریهای آسمانی خویش را به سوی او نازل میکند.(2)
از این روایت برمیآید که نه تنها گرفتاری و درد و رنج برای امام عصر علیهالسلام قابل تصور است، بلکه این گرفتاریها ممکن است تا حد اضطرار و مرز شکستهشدن توان آن حضرت هم پیش برود. اساساً تعبیر فرج که برای آن حضرت به کار میرود به معنای رفع گرفتاری است. تا گرفتاری نباشد فرج معنایی ندارد. اینکه به ما گفته شده از خدا تسریع و تعجیل در فرج ایشان را بخواهیم حاکی از این است که آن حضرت گرفتار است و برای رفع گرفتاری او نیاز به کمک الهی است. در همین کتاب با برخی از گرفتاریها و مشکلات امام عصر آشنا خواهید شد.
بزرگان گفتهاند که فرج امام زمان هم دو گونه است. یکی فرج کلی است که با ظهور ایشان صورت میپذیرد و دیگر، فرجهایی جزئی است که در برهههای مختلف پیش از ظهور ایشان میتواند اتفاق بیفتد. فرجهای جزئی به این معنی است که بدون وقوع آن ظهور مظفرّّ، برخی از گرفتاریهای آن حضرت و شیعیان ایشان به صورت مقطعی برطرف گردد.
گاهی اوقات ما برای فرج حضرت دعا میکنیم اما خداوند هنوز مصلحت نمیداند که ظهور ایشان (یا همان فرج کلی) واقع شود و گرفتاریهای حضرتش به یُمن آن ظهور به طور کلی رفع گردد. با این حال خداوند به برکت همین دعای ما از گرفتاریهای فعلی امام عصر میکاهد و در زندگی ایشان فرج و گشایش جزئی ایجاد میکند. پس مبادا بپنداریم که دعاهای ما و پیشینیان ما بر فرج آن حضرت بیتأثیر بوده و مبادا از اثر دعای بر فرج ناامید شویم.
به علاوه چه بسا خداوند به جهت دعاهای ما، فرج کلی را نرساند ولی آن را نزدیک سازد، و چه بسا که به برکت یک دعای خاص اذن فرج کلی نیز به طور ناگهانی صادر شود.
این تصور که امام عصر ارواحنا فداه گرفتاری ندارد با تعالیم دینی و به خصوص با مفهوم نیاز ایشان به فرج الهی ناسازگار است. برای اینکه تصوری اجمالی از گرفتاریهای امام عصر علیهالسلام داشته باشیم توجه شما را به کمشمار بودن یاوران آن حضرت و کثرت دشمنان ایشان و علت غیبت ایشان جلب میکنم.
در برخی روایات ذکر شده که امام عصر غیبت خواهد گزید، زیرا اگر جز این باشد کشته خواهد شد و با کشته شدن او سلسله امامت گسیخته شده، نظام آفرینش دچار اختلال میشود.
شدت غربت آن حضرت تا بدین حد است که اگر ایشان پیش از فرارسیدن فرج کلی از حال غیبت (یعنی زندگی ناشناس) به درآید و خود را معرفی کند، دشمنان بر او خواهند تاخت، او را خواهند کشت و با او شبیه همان رفتاری را خواهند کرد که با اجدادش کردند.
آیا این زندگی آمیخته به ناامنی و خفا، نوعی گرفتاری به شمار نمیآید. آیا این رواست که همه ما بتوانیم شناسنامه داشته باشیم و نام و نشان خود را در جامعه مطرح کنیم و از حقوق اجتماعی برخوردار باشیم، اما برای آن حضرت این امکان وجود نداشته باشد که حتی خود را به نام معرفی نماید؟
اگر کسی این را گرفتاری نمیداند، پس گرفتاری را در چه چیزی میبیند؟ آیا شما گمان میکنید که امام زمان علیهالسلام دوست ندارد در جمع دوستان خود بنشیند و با آنها در شرایط امن و امان سخن بگوید؟ یا اینکه امام زمان علیهالسلام دوست ندارد با خویشاوندان خویش یعنی با سادات که عموزادههای او به شمار میآیند، مانند دیگر مردم که با خویشانشان رفت و آمد دارند، ارتباط داشته باشد و علناً صله رحم به جای آورد؟
ناشناس زندگی کردن نوعی غربت و گرفتاری است، به خصوص اگر این ناشناسی به واسطه ناامنی و چیرگی ظلم بر انسان تحمیل شده باشد.
بُعد دیگری از گرفتاریهای حضرت مهدی علیهالسلام در اثر تعدی گسترده بشر به طبیعت و به پا ساختن شرایط نامتعادل و فساد در زمین است.
خداوند برای بندگان صالح خویش، در طبیعت حقوق فراوانی قرار داده که اینک بسیاری از آنها به یغما رفته است. طغیانگران که جهان را به تنگنایی جانفرسا برای بشر تبدیل میکنند به خصوص با تصرف نابجا در زمین خدا، آرامش طبیعی را برای حجتهای خداوند و مؤمنان برهم میزنند و محیط زیست و سلامت آنها را نیز به مخاطره میاندازند. درست است که امام عصر علیه السلام دانش خوب زیستن را دارد و حتی به اذن الهی قدرت شفا دادن را نیز داراست، لیکن اگر بخواهد به روال عادی زندگی کند، در اثر فسادی که در نتیجه رفتار انسانها در طبیعت روی داده، چه بسا دستخوش بیماری هم میشود و شفای بیماریاش نیز منوط به طول زمان و مداوا میگردد. بله اگر او بخواهد حجاب طبیعت را به نیروی ربّانی و آسمانی خویش بدرد و خود را به توانهای غیبی مداوا کند، میتواند، لیکن سیره نیاکان آن حضرت نشان میدهد که آنان نیز در همه موارد از چنین قدرتهایی استفاده نمیکردند. در این شرایط است که حمایت اطرافیان و شیعیان و توجه آنان به امامان خود، مرهمی بر زخمها و مایه تسکین دردهای ایشان میباشد. زندگی امامان ما نشان میدهد که آنها به واسطه جنبه بشریشان گاه به جرعه آبی نیز نیاز ضروری پیدا میکنند تا عطش جانکاهشان فرونشانده شود.
وقوع شرایط سخت برای برگزیدگان خدا زمینهای است تا دیگران بتوانند میزان فداکاری و محبت خود را نسبت به آنان ابراز نمایند، برای آنان دل بسوزانند، دعایی بکنند، قدمی بردارند و حتی جانفشانی نمایند.
این را هم باید دانست که گرفتاریهای امام زمان علیه السلام دوگونه است. گروهی از آنها در اثر آسیبهایی است که متوجه شخص ایشان است، اما بخش بزرگی از این گرفتاریها، در حقیقت گرفتاریهای کسانی است که بستگان و وابستگان امام عصر علیه السلام به شمار میآیند و غم آنهاست که به امام زمان علیه السلام سرایت میکند.
شیعیان فرزندان امام عصر علیهالسلام به شمار میآیند و امام پدر دلسوز آنان است. امام رضا علیهالسلام در توصیف شخصیت امام فرموده است: «امام، انیسی رفیق و اهل مدارا است، پدری دلسوز است، برادری است تنی از یک پدر و مادر، و مادری است که به فرزند خردسال خویش محبت میکند.»(3)
گرفتاریهای یک پدر محدود به مشکلات شخصی او نیست، بلکه گرفتاری و بیماری فرزندان نیز از مشکلات پدر به شمار میآید. برای پدر نزول بلا بر فرزند از نزول بلا بر خود او جانکاهتر است، زیرا پدر میتواند بر بلا صبر کند، اما فرزند، صبر اندکی دارد و چون در ورطه بلا میافتد، ملتمسانه دست و پا میزند و بدین ترتیب عجز و لابههای رقتبار او قلب پدر را بیشتر و بیشتر میسوزاند.
به علاوه، امام پدری است آگاه که از احوال یکیک فرزندان خویش باخبر است، پس قلب او مجمع رنجهای تمام شیعیان یعنی تمام فرزندانش است. هرگاه در گوشهای از این دنیا حقی از حقوق شیعیان امام که به منزله فرزندان اویند، ضایع میشود، دل او آزرده میگردد و هرگاه خاری به پای یکی از آنان میخلد، قلب او زخم برمیدارد. پیوند روحی امام با فرزندان معنویاش بسیار شدیدتر از پیوند یک پدر معمولی با فرزندش است و بخش عمدهای از دلمشغولیها، دوندگیها، خستگیها و دعاهای امام علیهالسلام به رفع گرفتاری فرزندانش بازگشت میکند؛ گرفتاریهایی که گاه به جهت تسلط دشمنان و ظلم ایشان گریبانگیر فرزندان امام میشود و آتش خشم او را شعلهور میکند و گاه به جهت نادانی و ناپرهیزی شیعیان یا در پی جدال داخلی میان فرزندان دامنگیر ایشان میگردد.
گرفتاریهای شیعیان تنها محدود به مواردی نمیشود که شیعیان خود از آنها باخبرند و از آنها رنج میکشند، بلکه گرفتاریهایی هم هست که گریبان آنها را گرفته، اما خود ایشان متوجه آنها نیستند. در نهایت، بار سنگین رفع و حل تمام این مشکلات بر دوش پدر خانواده شیعه یعنی امام زمان است. کسی چه میداند که آلودگی شیعه به گناه، فساد، دوری از خدا و به بطالت گذراندن عمر با دریای دل امام چه میکند و کسی چه میداند که ظلم و ستم زورمداران به شیعیان ضعیف و گرفتار چه شراری را در خانه دل آن حضرت میافکند و از این دست غصهها و قصهها چه فراوان و ناشمردنی وجود دارد.
و چه بسا که روح آزرده و قلب مجروح حضرتش، آزردگیها را به جسم شریف او انتقال دهد و جسم او نیز در تب و تاب و بیماری افتد و با شیعیان رنجورش همدرد گردد.
هیچ بعید هم نیست وقتی برای فرج او دعا میکنیم، خداوند گرفتاری شیعیانش را برطرف سازد و این امر به طور غیرمستقیم گشایش و آرامشی برای او پدید آورد.
شخصی به نام رمیله میگوید: در زمان امیرالمؤمنین علی علیهالسلام سخت بیمار شدم تا آنکه در روز جمعه قدری احساس سبکی کردم. با خود گفتم: بهتر از هر چیز این است که آبی بر روی خود بریزم و بروم پشت سر امیرالمؤمنین نماز بخوانم. همین کار را کردم، آنگاه به مسجد رفتم. وقتی آن حضرت بالای منبر رفتند حالِ من دوباره سخت شد. وقتی امیرالمؤمنین از مسجد برگشتند و داخل دارالحکومه شدند، من هم همراه ایشان داخل شدم. ایشان به من فرمودند: ای رمیله، دیدم به خودت میپیچیدی! عرض کردم: بلی. جریان بیماری خود را برای ایشان تعریف کردم و انگیزه حضور خود را در نماز بیان داشتم. ایشان فرمودند:
«ای رمیله، هیچ مؤمنی بیمار نمیشود، مگر اینکه ما هم به خاطر بیماری او بیمار میشویم، و غمگین نمیشود مگر اینکه ما هم در غم او غمگین میشویم، و هیچ دعایی نمیکند مگر آنکه به دعای او آمین میگوییم، و سکوت نمیکند مگر آنکه ما برایش دعا میکنیم.»
عرض کردم: ای امیر مؤمنان، فدایت گردم؛ این گفته شما حتماً مربوط به کسانی است که با شما در اینجا (دارالحکومه) هستند. (یعنی کسانیکه شما آنها را میبینید و از حالشان باخبرید) پس در مورد آن کسانی که در دیگر جاهای زمین هستند چطور؟ امام در جواب فرمودند:
«ای رمیله، هیچ مؤمنی در شرق و غرب زمین از ما پنهان نیست.»(4)
آری، اگر پیوند میان امام و شیعیانش را به خوبی درک کنیم بیش از پیش او را غریب و دلشکسته خواهیم یافت و برای رفع غربت و دلشکستگیاش بیشتر تلاش و دعا خواهیم کرد.
1-) سوره مبارکه نمل/ آیه 62
2) بحارالانوار/ جلد 51/ صفحه 48
3) کافی/ جلد 1/ صفحه 200
4) معرفت امام عصر علیه السلام/ صفحات 299 و 300 با تغییرات و اضافات
منبع : کتاب بیایید او را یاری کنیم