روایت شده که غروب دوشنبه ها و پنجشنبه ها نامه ی اعمال ما را به حضور امام زمان علیه السلام میرسونن امروز که دارم این مطلب رو می نویسم یکشنبه است یعنی فردا غروب حضرت نامه ی اعمال ما رو می بینه اگرگناهی انجام داده باشیم امام زمان علیه السلام اشک می ریزن و اگر کار خوبی انجام داده باشیم حضرت خوشحال می شن ولی خودمون هم می دونیم فردا چقدر حضرت به خاطر ما اشک می ریزن دروغ هایی که گفته ایم ،نمازهایی که نخوانده ایم ،تهمت ها و غیبت ها و...
یا صاحب الزمان چقدر غریبی ...
یا صاحب الزمان امان از لحظه ی غفلت که تو شاهدم هستی
نابرده رنج گنج میسر نمیشود!(3)
عقیده به حضور امام غایب بر روی زمین و اعتقاد به اینکه امامت او در همین عصر نیز برقرار است، از بزرگترین نمونههای ایمان به غیب است. چنانکه عقیده به حتمی بودن بهشت و دوزخ بدون اینکه آنها را دیده یا لمس کرده باشیم از نمونههای چنین ایمانی است. اگر پیامبر راستگو فرموده که بهشت و دوزخ حق است ما آن را میپذیریم و به آن ایمان میآوریم، همینطور است وقتی که پیامبر خدا به ما خبر میدهد که همواره تا روز قیامت در میان مردم یکی از افراد خانواده من به عنوان پناه برای آنها حضور خواهد داشت و امت من میتوانند به او توسل جویند و از او بهرهمند شوند ولو آنکه در غیبت باشد. ایمان ما به غیب در اینجا به این معنی است که گفتار پیامبر را تصدیق کنیم و به آن در دل و عمل پایبند شویم ولو آنکه آن امام را در ظاهر ندیده باشیم و به مفید بودن توسل به او معتقد بمانیم ولو آنکه برای مدتی اثر و فایده این توسل را به چشم خود نبینیم.
ما نباید بپنداریم که چون امام زمان ما غایب است امکان استفاده از ایشان وجود ندارد و اگر آن حضرت ظاهر بود همه ما از ایشان به راحتی استفاده میکردیم. این فکر از چند جهت اشتباه است.
اول از این جهت که ظهور علنی ائمه در جامعه به معنی این نیست که برای استفاده از ایشان هیچ امتحانی در میان نباشد. تجربه مردم روزگار پیامبر و یازده امام پیشین نشان میدهد که برای مردم آن روزگاران نیز امتحاناتی وجود داشته و چه بسیار میشده که تنها افراد معدودی در کنار پیامبر و امیرالمؤمنین و فرزندان ایشان باقی میماندند و دیگران از صافی امتحانات عبور نکرده، و در نتیجه از بهرهمندی از آن بزرگان محروم میماندند.(1)
دوم از این بابت که غیبت امام نیز مانع استفاده از ایشان نیست. گفتار صریح پیامبر مؤید قابل استفاده بودن خورشید امام ولو در عصر غیبت است. آن حضرت در مجلسی به یاران خویش خبر از دوازده جانشین خود داد و فرمود که دوازدهمین ایشان غیبتی طولانی خواهد کرد. جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر پرسید که آیا با وجود غیبت، شیعیان او میتوانند از او بهرهمند گردند؟ پیامبر پاسخی محکم و روشن به او عنایت فرمودند که باید عمیقاً مورد توجه ما قرار گیرد. پیامبر فرمودند: «آری قسم به آن کسی که مرا به نبوت برگزید (یعنی قسم به خدا!) شیعیان او در عصر غیبتش از او منتفع میگردند و از نور ولایتش پرتو میگیرند.» تجربه شیعیان هم در طول تاریخ ثابت کرده که غیبت آن بزرگوار مانع استفاده از ایشان نیست و کسانی که توسلات مداوم به ایشان داشتهاند، از محضر آن حضرت بهرههای فراوان بردهاند. نهایت اینکه در بیشتر موارد، استفاده از آن حضرت موکول به توسلی جدی، حقیقی و خالصانه بوده است و پس از طی آزمایشهایی میسر گشته است.
سوّم اینکه مگر ائمه پیشین همواره برای تمامی شیعه، در سراسر جهان قابل دسترسی بودند، مسلّماً خیر، در این صورت برخی از آثار غیبت بر زندگی ایشان نیز حاکم بوده است و همانگونه که نبود امکان ارتباط رودررو، اصل وجود و امکان توسّل روحانی به ایشان را زیر سؤال نمیبرد، غیبت مولایمان امام عصر علیه السلام نیز مجوزی برای عدم پایبندی و توسّل نجستن به ایشان نخواهد گردید.
اگر به راستی طالب بهرهمندی از امام عصر هستیم، این کار را تا زمان ظهورش به تأخیر نیندازیم، زیرا برای آن عصر نیز آزمونهایی در پیش است. بیاییم اقبال به سوی به فردا واگذاشت و مبادا آن حضرت را با توسل به ایشان از همین حالا جدی بگیریم که کار امروز را نباید سختیهای راه و طولانی بودن آن ما را از طلب باز دارد که؛ نابرده رنج، گنج میسّر نمیشود
منبع : کتاب بیایید او را یاری کنیم
نابرده رنج گنج میسر نمیشود!(2)
...در ادامه ی مطلب قبل
ما شک نداریم که خدا بر حل مشکلات ما تواناست و شک نداریم که او به ما گفته که دعا کنید و از من بخواهید تا مشکلات شما را حل کنم. شک نداریم که او فرموده من به دعاهای شما پاسخ خواهم داد. امّا آیا هر بار که چیزی از خدا خواستهایم، در همان لحظه خواسته ما به ما داده شده است؟ تجربه نشان داده که خیلی وقتها پاسخ خداوند فوری به ما نمیرسد. یکی از دلایل این امر این است که ایمان ما به شنوا بودن خداوند، به اینکه او خلف وعده نمیکند و اینکه او بر حل مشکل ما تواناست و اینکه او برآورنده نیازهاست، آزموده شود.
خداوند گنج اجابت را در پس برخی از دعاهای ما مخفی کرده است تا از این رهگذر، پیوند ما را با خود تداوم بخشد و شدت ایمان ما را به سنجش بگذارد. اگر با اولین دعا، گنج اجابت به ما داده شود، دیگر دعا کردن ارزش خود را به عنوان یک عبادت از دست میدهد. به همین دلیل خداوند، اجابت را در میان دعاهای ما پنهان کرده است. معنی این کلام این است که مثلاً هفتاد بار از او طلب مغفرت میکنیم، امّا مغفرت الهی تنها در اثر یکی از این هفتاد بار که معلوم نیست کدام یک از آنهاست به ما عطا میشود. لذا در دین توصیه شده که به دعا در هیچ موقعیتی کمتوجهی نکنیم، زیرا امکان دارد که اجابت در دل همان دعایی پنهان باشد که ما آن را جدی نمیگیریم. نیز توصیه شده که در دعا کردن اصرار، پافشاری و تداوم داشته باشیم، زیرا اگر کسی پس از مدتی از دعا خسته شود و دست از طلب بردارد، خود رسماً اعلان کرده که از حق متعال و کمک او ناامید شده است. خلاصه این که رسم درست دعا کردن این است که از تداوم در آن خسته و ناامید نشویم و یقین داشته باشیم که سرانجام خورشید عنایات الهی از پس ابرها خواهد درخشید.
همین وضعیت در مورد توسل به امام عصر علیهالسلام و تمسک به او -که خلیفه خداست- وجود دارد. در راه تمسک به امام زمان نیز ایمان مؤمنان با محک صبر آزموده میشود.
گاهی از ناحیه مقدسه امام عصر علیه السلام به توسلات ما خیلی صریح و خیلی سریع پاسخ داده میشود تا از یاد نبریم که در این درگاه واقعاً خبرهایی هست و از این پیامبرزاده معصوم حقیقتاً کارها برمیآید. گاه نیز در پاسخ به توسلات ما، تأخیر میشود یا خواسته ما دقیقاً به نحوی که مورد نظر ماست برآورده نمیشود.
در مورد این تأخیرها و تغییرها باید بدانیم که برخی از آنها به سود ما و بنا بر حکمتهایی است که خود نمیدانیم و تنها بر اثر گذشت زمان برای ما روشن میشود. گاه نیز تأخیر در پاسخها یا پاسخگویی به شکلی که مورد نظر ما نیست، امتحان الهی است تا یقین ما در اعتقادمان نسبت به حقانیت امام عصر علیهالسلام آزموده شود؛ تا روشن شود که باور ما به اینکه امام عصر از احوال ما مطلع است و اخبار ما از او پوشیده نیست، چقدر عمیق است و ایمان ما به گفتههای خدا و رسول و اهلبیت درباره او چه اندازه ریشهدار است.
یکی از بزرگترین مصادیق «ایمان به غیب» که از صفات بندگان برگزیده است، ایمان به امامت امام غایب است. خداوند متقین را در قرآن چنین وصف میکند: «متقین کسانی هستند که به غیب ایمان میآورند و...»(1)
ادامه دارد...
1- سوره مبارکه بقره/ آیه 2 و 3
منبع : کتاب بیایید او را یاری کنیم
نابرده رنج گنج میسر نمیشود!
در بیابـان گر به شوق کعبه خواهی زد قـدم
ســرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
امام زمان علیه السلام، گنج پرنعمتی است که خداوند آن را در میان ما نهاده است. به ما توصیه شده که برای اصلاح تمام امور زندگیمان به ایشان مراجعه کنیم و از آن حضرت یاری بجوئیم. این معنای «تمسک به امام» است. اگر ما خالصانه از او استمداد کنیم، یقیناً او یاریمان خواهد کرد. او خلیفه خدا در زمین است. او دست بخشنده خداوند در میان ماست. او عصاره بهشت است که خدا در همین دنیا برای ما قرار داده است. اما آیا دستیابی به این گنج، بدون رنج امکانپذیر است؟ و آیا بهرهمند شدن از این بهشت بیهیچ دغدغه میسر است؟
خداوند میفرماید: «آیا گمان کردهاید که داخل بهشت میشوید در حالی که هنوز آزمونهایی که پیشینیانِ شما را در برگرفت، برای شما روی نداده است؟ آنها دچار گرفتاریها و سختیهای بیچاره کننده شدند و به لغزش و تزلزل افتادند.»(1)
نیز میفرماید: «آیا مردم گمان کردهاند به همین حد که به زبان گفتند ایمان آوردیم کافی است و دچار امتحان نخواهند شد؟»(2)
نه! چنین نیست. خداوند بهشت آخرت را رایگان به کسی نمیدهد و به همین ترتیب گنج پرنعمتی همچون امام مهدی علیه السلام را نیز ارزان در اختیار کسی نمیگذارد، بلکه برای برخورداری از محضر پرفایده او انسانها را میآزماید.
استفاده از امام _که جانهای ما فدایش باد_ درجات و سطوح متفاوت دارد، و خداوند در هر مرحله و در هر درجه به تناسب، ما را میآزماید.
اگر چنین بود که هر کسی که به خانه پیامبران و جانشینان ایشان مراجعه میکرد، بلافاصله هرچه را میخواست (اعم از حوایج مادّی و معنوی) دریافت مینمود، آیا دیگر یک کافر باقی میماند؟ مسلماً سودجویان بیایمان نیز برای جلب منافع شخصی در آستانه این بزرگان رحل اقامت میافکندند و حتی برای کسب منافع بیشتر از برخی مؤمنان حقیقی نیز پیشی میگرفتند. اگر چنین بود آیا ایمان چنین مدعیانی ارزشی هم داشت؟ و آیا آنها مستحق ثوابی هم بودند؟ در صورت این فرض آیا مؤمنان حقیقی از مدعیان دروغین ایمان بازشناخته میشدند؟ در آن صورت چه بسا دنیاپرستانی که در باطن کینه اولیای خدا را داشتند و به ایشان حسد میبردند، در مراجعه به پیامبران و امامان از دیگران پیشی میگرفتند و با دورویی خود را به آنان نزدیک و نزدیکتر میساختند، تا از گنجینه کرامات آنها بیشتر بهره ببرند.(3)
امّا از آنجا که خداوند اراده کرده تا سرانجام مؤمن راستین از مدعی دروغین تفکیک گردد، دنیا را از آزمونهای گوناگون لبریز ساخته و در بوته پرحرارت این آزمایشها عیار ایمان مؤمنان را به محک صبر و چگونگی رویارویی با حوادث روزگار میسنجد.
راستی که عجب تقدیر شگفت و خیرهکنندهای دارد، خدا!
از یکسو با قراردادن گنجی چون امام علیهالسلام، در میان ما مردم راه ما را به سوی بهرهمندی از این گنج پرنعمت باز کرده است و از سوی دیگر با قرار دادن سنگها و رنجهایی در این راه، دست نااهلان را از رسیدن به این گنجِ بینظیر کوتاه میکند و صبوری مشتاقان واقعی را میآزماید.
آری، همان گونه که گنج هست و حقیقت دارد، رنج هم در راه رسیدن به گنج وجود دارد.
هدف این گفتار ترساندن و ناامید کردن کسانی نیست که تازه دریافتهاند چنین گنجی وجود دارد. بلکه هدف، نیرو دادن و تشویق چنین افرادی است به پایداری در راه رسیدن به آن گنج و به اینکه با مواجه شدن با موانع از جستجوی آن خسته و ناامید نشوند. هدف این است که ارزش ایمان خود را بدانیم و آگاه باشیم که خداوند ایمان ما را با صبر میآزماید. برای فهم این مطلب «دعا» مثال خوبی است.
ادامه دارد...
1- سوره مبارکه بقره/ آیه 214
2- سوره مبارکه عنکبوت/ آیه
3- معرفت امام/ انتشارات نبأ/ صفحه 113 به نقل از نهج البلاغه خطبه 192
منبع : کتاب بیایید او را یاری کنیم