تبليغاتX
او در بين ما است

از این جور حرف ها(1)


توحیدنامه یک وهابی نازنازی
اگر رفتی نانوایی و گفتی آقای نانوای زحمت کش یک نان به من بده ، تو مشرک شدی چراکه از غیر خدا طلب کردی. (علامت تعجب)
اگر نوشته دوستت را دیدی و به او گفتی ، عجب متن قشنگی نوشتی تو مشرک شدی ، چراکه باید بگویی عجب متنی خدا نوشته است.(مجدداً علامت تعجب)
.....................................
حرفهایی که آن نازنازی را دل افسرده میکند:


آیا خداوند به کسی اجازه فاعلیت نداده است؟
آیا خداوند فعل را مخصوص خودش قرار داده؟
..................................................................
آیا خداوند به من و تو قدرت نداده است تا یک شی ء را از زمین بلند کنیم؟
آیا خداوند به من و تو قدرت نداده است تا مسیر حرکت یک مورچه را تغییر دهیم؟
..............................................................
آیا خداوند نمیتواند قدرتی بیشتر از من و تو به کسی عطا کند؟
آیا خداوند نمیتواند علمی بیشتر از من و تو به کسی بدهد؟
آیا خداوند برای اینکه توان شفا دادن بیمار را به امام رضا علیه السلام بدهد باید از من و تو اجازه بگیرد؟

منبع:سایت فطرت

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/19ساعت 12:50  توسط علی  | 

یا مرتضی علی


تیتر متن حاضر چه می خواهد بگوید؟
آیا این تیتر خلاف است؟آیا قوانین بین المللی و کلیه قطعنامه های بشری این عبارت را محکوم کرده اند؟آیا شرک است؟آیا قرآن خدا گفته است کسی را نخوانید؟کسی را صدا نزنید؟از کسی یاری نجوئید؟
اگر کسی صفت خدایی بودن به مرتضی علی داد، پیش از من و تو همان مرتضی علی از او بیزاری جسته است.
اما اگر کسی گفت: خدا به علی چیزهایی موهبت کرده است و من بخاطر آن چه خدا در نزد او قرار داده است میگویم یا مرتضی علی ، دیگر نه شرکی ورزیده است و نه کافر شده است.
بررسی به گونه دیگر:
تو پدرت را صدا نمی زنی؟ از او چیزی نمی خواهی؟ کودک مادرش را به فریادرسی نمی خواند؟ آیا او مشرک شده است؟آیا او نافهم است که چنین می کند؟
خداوند کفالت و سرپرستی طفل را به والدینش داده است. آیا این موضوع خیلی پیچیده است ؟


نوع و سنخیت یا مرتضی علی گفتن ما همان است که کودک پدرش را می خواند.
یا مرتضی علی

منبع :سایت فطرت

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/19ساعت 12:34  توسط علی  | 

حفظ جان او که امنیت داشت!!


پیامبر -صلى الله علیه وآله وسلم- وقتی از مکه به مدینه هجرت کرد ابوبکر را همراه با خودش برد و او را نجات داد، و از طرفی علی را در معرض خطر و نابودی قرار داد و از او خواست در جایش بخوابد ... پس اگر علی امام و وصی و خلیفه منصوب از سوی خدا بوده است آیا چنین کسی در معرض مرگ قرار داده مى شود و جان ابوبکر که اگر بمیرد برای امامت ضرری نیست نجات داده مى شود ..... و سوال اینجاست که کدام یک سزاوارتر است که خاری به پایش نخورد و در معرض مرگ قرار نگیرد؟
و اگر بگویید که علی غیب می دانست، پس خوابیدن او بر بستر پیامبر چه فضیلت و شاهکار می ‌تواند باشد؟!


بحث و بررسی:
اولاً رفتن ابوبکر به همراه پیامبر (صلی الله علیه و آله) دلیل بر نجات جان وی نیست. شواهد بسیاری موید این نظر است که کفار مکه کاری به ابوبکر نداشتند و به عنوان اثبات این مطلب می توان به دوران محاصره اقتصادی قریش اشاره نمود که در آن دوران که مسلمانان در شعب ابیطالب بودند، ابوبکر به راحتی در مکه رفت و آمد می کرد و کفار برای وی مزاحمتی ایجاد نمی کردند.
در ثانی در هیچ تاریخی نیامده که پیامبر(صلی الله علیه و آله) ابوبکر را به جانشینی خود انتخاب نمود، و تنها چیزی که اهل سنت به عنوان دلیل بر خلافت ابوبکر به آن استناد می نمایند، انتخاب وی توسط مردم بوده است! و در تحلیل های گوناگون از اهل سنت به این مسئله به فراوانی پرداخته شده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) ‌از دنیا رفت در حالی که هیچ خلیفه و جانشینی برای خود انتخاب نکرده بود و این امر را به شورا واگذار نمود و مردم بودند که ابوبکر را برگزیدند و با وی بیعت نمودند (در حالی که تاریخ، خلاف این امر را ثابت می نماید و معلوم می نماید که بارها و بارها پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)‌ در غدیر و غیر آن فرمودند: إِنَّ هَذَا أَخِی وَ وَصِیِّی وَ وَزِیرِی وَ خَلِیفَتِی فِیکُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا  )، حال چطور ممکن است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) که به زعم عقیده اهل سنت خلیفه پس از خود را انتخاب ننموده است،‌ برای حفظ جان وی او را با خود ببرد؟ حال اگر گفته شود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) این مسئله را می دانسته که پس از وی مردم ابوبکر را تعیین خواهند کرد، متناقض با اصل صورت سوال می باشد که سوال کننده مدعی است که کسی علم غیب نمی داند!
ثالثاً اگر پیامبر (ص) ابوبکر را به عنوان خلیفه پس از خود و به جهت حفظ جان وی به همراه خود برده است آیا بردن حضرت علی (علیه السلام) به عنوان خلیفه چهارم و خلفای دیگر نیز لازم و ضروری نبود؟ در حالی که بردن آنان هیچ مشکلی را ایجاد نمی کرد؟ 
در ضمن خوابیدن آن حضرت در بستر پیامبر در حالتی که وی از خبر دادن پیامبر به کشته نشدنش آگاه شده بود و این امر را می دانست،‌ دلیل بر یقین و اعتقاد او به فرمایش پیامبر و اعتقاد او به وعده خداوند در کشته نشدنش می باشد و این خود فضیلتی دیگر است. و در هر صورت امتثال فرمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله)‌ از بالاترین افتخاراتی است که به حضرت علی(علیه السلام)‌ نسبت داده شده است و در قرآن از اینگونه از آن مدح گردیده است: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ: و از مردم کسانی هستند که جان خود را به خاطر رضایت خداوند می فروشند و خدا به بندگانش مهربان است.
در این مورد در تواریخ نقل گردیده که امیرالمومنین علیه السلام در شب هجرتشان به پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: آیا اگر من این کار را بکنم جان شما به سلامت خواهد بود؟ و حضرت فرمودند آری. و این نشان می دهد که هدف حضرت علی (ع)‌از خوابیدن در بستر پیامبر (صلی الله علیه و آله) حفظ کردن جان ایشان بود و صحبتی از جان خودشان نکردند.
در مقابل بی اعتقادی نسبت به غیب را در باره خلیفه دوم می بینیم که پیامبر(صلی الله علیه و آله) وقتی به مسلمانان وعده رفتن به مکه را دادند و آیه نازل گردید که لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْیا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنینَ مُحَلِّقینَ رُؤُسَکُمْ ... ،‌ و آن سال حجی انجام نشد، وی گفت من هیچ کجا چون حدیبیه به نبوت پیامبر (صلی الله علیه و آله)‌شک نکردم! و وقتی این جریان را به روی پیامبر(صلی الله علیه و آله) آورد، حضرت فرمودند آیا من وعده دادم که حتما امسال وارد مسجدالحرام می شوید؟

منبع :سایت فطرت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/17ساعت 9:39  توسط علی  | 

چه کسی فریاد شیعیان زندانی درعربستان را می شنود؟


به گزارش « شیعه نیوز» به نقل از براثا ، در این رنچ نامه امده است :

 

در آغاز آیا حق داریم بپرسیم؛ کجاست حقوق بشری که آل سعود جنایتکار وحشی داعیه دار آن در جهان اسلام است؟ کجایند سازمانهای بین المللی امثال یونیسف، (صندوق حمایت از حقوق کودکان سازمان ملل متحد)؟


جهان در برابر جنایاتی که حکومت عربستان در حق شیعیان عراقی در بند مرتکب می شود، چه موضعی می گیرد؟ کجایند صاحبان وجدانهای زنده و بیدار؟ کجایند نمایندگان سازمانهای دفاع از حقوق بشر و حتّی دفاع از حقوق حیوانات؟


چرا در جهت حمایت از شیعیان مظلوم در بند این بنی سعود کافر، هیچ حرکتی از خود نشان نمی دهند؟ و فریاد وامصیبتا سر نمی دهند؟ اینان کودکانی هستند که عمری به اندازه گل دارند... و گویا تقدیرشان این است که در پشت میله های زندان های سعودی برویند...
 
ای کاش این حقایق تلخ، مربوط به دولتی خارج از مرزهای حکومت اسلام بود،‌ حال چه کنیم که این حقایق عینی موجود در دولتی است که ادّعا دارد دروازه اسلام به روی جهانیان است!


این یکی از صدها حقایقی است که از چشم جهانیان به دور مانده است، ‌این تصاویر زبانحال مملکتی است که پرورشگاه اولیه تروریسم و منبع صدور آن به سراسر جهان است... آیا غیر از این است که خطرناکترین سازمانهای تروریستی روی زمین، مانند: القاعده و طالبان و ... ساخته دست و فکر این حکومت جنایتکار است، که مقلّد به دین مراجع قتل و انفجار وهابیونی همچون؛ ابن جبرین و عثیمن و دیگر عرابه های قتل و ذبح می باشند... سگهایی که پیوسته فتاوای کشتار بیگناهان و مخالفان فکری و اعتقادی خود را، نه تنها در عراق، بلکه در تمامی نقاط جهان، پارس می کنند.


 در آغاز برای این خانواده عراقی حکم قطع سر، یعنی قصاص، و سپس حکم حبس تا ده سال صادر شد، که این مقدار بر حسب مزاج و اجتهاد شیوخ وهابی که چکهای اعدام را در حق برادران زندانی ما صادر می کنند، به راحتی قابل افزایش است.


آیا می دانید جرم بزرگ این خانواده عراقی که توسط پدر و مادر و سه کودکشان مرتکب شده اند، چیست؟ گناه این بیچارگان ‌این است که از مرز عراق و عربستان به صورت غیر قانونی عبور کرده اند و نیز پدر خانواده به انجام شعائر حسینی(ع) پرداخته و چند کتاب دینی نیز همراه داشته است...


این خانواده در جستجوی امنیت و یک لقمه نان آبرومند و برای فرار از انفجارها و عملیات تروریستی وهابیون همین مملکت عربستان، به کشور برادر عرب خود پناه آورده اند!  حال، آیا باید مقامات مسئول کشوری که ادّعای اسلام دارد، اینها را در زندان مهمان کند و به دست شمشیر تکفیریون وهابی بسپارد؟


چه می گویید اگر بشنوید، از جنگ روحی و روانی که بر این خانواده و مخصوصاً پسرشان «محمد» می گذرد؟ همه روزه زندانبانان به او می گویند: سر پدر و ماردش قطع خواهد شد و آنها او و خواهرانش را به یتیم خانه می فرستند... آیا می توانید حال آن کودک را در این لحظات سخت تصور کنید... بدتر اینکه؛ این کودکان مبتلا به نرمی استخوان شده اند، زیرا مدّت دو سال متوالی است که از دیدن نور خورشید محروم بوده اند و این منجر به بروز بیماری های مزمن در آنان شده است...


امثال این خانواده ها در زندانهای آل سعود کم نیستند، جریان شیعه زدایی در عربستان و کشورهای همجوار، در صورت ادامه این روند، به یک اپیدمی جهانی مبدل خواهد گردید... آقایان! این سکوت به چه معناست؟ امر یا نهی؟


آری... کجا هستند داعیه داران حمایت از بشریت... کجاست دوربینهای کانالهای تلویزیونی؟ گذشته از این؛ کجاست دیپلماسی ها و امواجهای محکوم کننده و راهپیمایی ها و... در کشورهای شیعه، که شاید به فریاد این مظلومان برسد؟ آیا نه اینست که این کودکان محبان اهل بیت هستند؟


کجا هستند عاملین به پیام عاشورا؛ إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ...


 آیا ما به عنوان مدعیان تشیع، دوستان و دشمنان اهل بیت را شناخته ایم؟ و یا دچار به یک نوع مرض خود باختگی و عقده حقارت از نوع مذهبی گردیده ایم؟!

 
ترجمه: سلام شیعه

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/12ساعت 21:7  توسط علی  |