از این جور حرف ها(1)
توحیدنامه یک وهابی نازنازی
اگر رفتی نانوایی و گفتی آقای نانوای زحمت کش یک نان به من بده ، تو مشرک شدی چراکه از غیر خدا طلب کردی. (علامت تعجب)
اگر نوشته دوستت را دیدی و به او گفتی ، عجب متن قشنگی نوشتی تو مشرک شدی ، چراکه باید بگویی عجب متنی خدا نوشته است.(مجدداً علامت تعجب)
.....................................
حرفهایی که آن نازنازی را دل افسرده میکند:
آیا خداوند به کسی اجازه فاعلیت نداده است؟
آیا خداوند فعل را مخصوص خودش قرار داده؟
..................................................................
آیا خداوند به من و تو قدرت نداده است تا یک شی ء را از زمین بلند کنیم؟
آیا خداوند به من و تو قدرت نداده است تا مسیر حرکت یک مورچه را تغییر دهیم؟
..............................................................
آیا خداوند نمیتواند قدرتی بیشتر از من و تو به کسی عطا کند؟
آیا خداوند نمیتواند علمی بیشتر از من و تو به کسی بدهد؟
آیا خداوند برای اینکه توان شفا دادن بیمار را به امام رضا علیه السلام بدهد باید از من و تو اجازه بگیرد؟
منبع:سایت فطرت